هر قصه یک
ترانه
هر
ترانه خاطره ای دیگر
هر عشق یک
ترانه ی بیدار
است................من شعر می
نویسم
تو با
ترانه های عاشق من ، عاشق
تو با
ترانه های تشنه ی من ، دریا
بر پنج خط ساز سفر ، زخمه می شوی
تو گریه می کنی
تو لحظه های شعر مرا ، در خویش
تجربه کرده
یعنی مرا در
بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار
می کنی
یا با
ترانه های من بر لب
در مصاف جلادان
به مسلخ خویش می شتابی
یعنی که با منی
دیروز
امروز
تا هنوز و همیشه ...
ایا زبان متشرک این نیست ؟
آن زبان
تازه که می گفتم ؟
ایا زبان مشترک این نیست ؟
اردلان سرفراز |